دو. حریم خصوصی زمانی مفهوم دارد که قضاوتی وجود نداشته باشد. نه اینکه اخبار و اعمال آدم ها از هم پنهان بماند. چه که این روزها اخبار از هیچ کسی پنهان نمیماند. حتی گاهی آدم آگاهانه ماجراها را برای آدمهای دور و نزدیک تعریف میکند. حتی با تعریف کردن هم حریم شخصی آدم آسیب نمیبیند. آنجا که آدمها شروع میکنند به درست، غلط، خوب، بد کردن اعمالت و در عین حال نسخه پیچیدن؛ آنجاست که حریمت پاره شده است. این قضاوتگری در خون ما نیست. آن را می آموزیم. مثال بارزش من و مادرم. من بسیار تمرین کردم که قضاوت گر نباشم و حالا به گمانم نیستم. مادرم از طرفی خوب شد قاضی نشد. همه را اعدام میکرد از دم.
سه. تا دیروز خیلی حرف برای گفتن داشتم. امروز و همین حالا چیزی به ذهنم نمی آید.
چهار. در 3 روز گذشته بسیار از دست خودم ترسیده و در عین حال لرزیده ام. چرا که دوباره پرخاشگر و خشمگین شده ام. از خودِ خشمگینم بسی می هراسم.
